‏نمایش پست‌ها با برچسب انقلاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انقلاب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۲۶, شنبه

ایران- مسعود رجوی امید و آرمان خلقی اسیر و در زنجیر برای پیروزی است

داشتم مطلبی را میخواندم که خیلی بهم چسبید و خوشم آمد حیفم آمد که در وبلاگم نزنم باید عاشق ایران و ایرانی بود تا برایش اینهمه قیمت داد و فدا کرد. باید خلق و مردم را دوست داشت تا بتوانی سختیهای مبارزه را به جان خرید و تا بی نهایت برای آسایش و خوشبختی آن جانفشانی کرد . آری تنها یک نام و یک نشان (#مسعود رجوی) است که این راه را پیموده و همه زندگیش را وقف آن کرده است و اینک هزاران هزار رهرو  و رهپویی که بدنبال او روانند تا کاروان آزادی ایران را به مقصد برسانند.

آری ای #ایران ای زیباترین وطن تو را آزاد و آبادت میکنیم .

آن روز در ۳۰ دی ۵۷ که قدم از درگاه زندان به بیرون گذاشت راهپیمایی بزرگ را به مقصد آزادی حقیقی خلق آغاز کرد و در وجود هرکس که با او همراه شد عشقی را به خلق و آزادی نشاء کرد که در گذار زمان وعمر همچنان بکر و پرطراوت است.
مسعود رجوی در جوانی زندانی رژیم شاه خائن
مسعود رجوی در جوانی زندانی رژیم شاه خائن

شاید امروز، در نتیجة خیانت خمینی به انقلاب و امید و اعتماد مردم و به ناموس کلماتی مثل فداکاری، قیمت دادن، جانفشانی برای آزادی، برای برخی باعث بی‌رنگ شدن این کلمات شده باشد، اما ما و هرآنکس که شور آزادیخواهی دارد، خوشبخت است زیرا قادر شده در مسیر آزادی خلق، شادی پرشکوه ازخودگذشتگی را بچشد.
برای هر کس که دستی بر آتش داشته و دارد روشن است که در تلاطم و توفان و گردباد، شاخصها را گم نکردن، هدف را فراموش نکردن و بر اصول پای فشردن کاریست کارستان.
با هرکس که صحبت می کردم با شور و احساسی ستایش انگیز از آنروز و آن سخنان میگفت و من دیدم که آن صدا با نیرویی سرشار بر جان هرکس که سودای آزادی و رهایی دارد پرتو افشانده است.
آقای مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
آقای مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
دادخواهی، مظلومیت، شجاعت و شور و ایمانی که در آن کلمات موج میزد به من میگفت این؛ کسی است که تو را به هدف میرساند؛ و این نقطة آغاز راهی ۳۵ ساله شد.
این براستی دشوار است که انسان تسلیم هیچ چیز نشود و همواره جرأت داشته باشد که بگوید چه چیز “خوب“ و چه چیز “بد“ است. آنچه دشمن را هم برمی‌آشوبد همین تسلیم ناپذیری است.
وقتی که می‌بیند او در میان طوفان هم‌، در آتش و حرکت است‌، پس هر چه دارد از تیر و تبر و تهمت، به میدان می‌آورد.....ادامه مطلب...

۱۳۹۴ دی ۲۵, جمعه

ایران- مقاومت- ۳۰ دی سالروز آزادی مسعود رجوی امید خلق و میهن گرامی‌باد

مگر می‌شود بهار را از آمدن باز داشت ؟ 



مانع روئیدن لاله ها شد، مگر می شود ملتی را تا به ابد اسیرنگه داشت؟ نه ، مگر می شود تا ابد خلقی را درزنجیر نگه داشت؟ نه ، چرا که خواست خداست، اراده خداست، اراده خلق است ، سنت تاریخ است ، قانون اجتماع است و لن تجد لسنة الله تبدیلا  ولن تجد لسنة الله تحویلا  میعاد خداست، میعاد تخلف ناپذیر و لا یخلف المیعاد
 بله سنت خداست، سیره تاریخ است، بشارت همه انبیا پیام آوران ، مصلحین و انقلابیون بزرگ جهان است که ”خلق پیروز میشود آینده تابناک است…


 روز 4 بهمن ماه 1357 مسعود رجوی برای اولین بار پس از آزادیش از زندان در دانشگاه تهران حضور یافت
مسعود رجوی امید و تجلی وحدت ملی ایران وا یرانی
 و طی یک سخنرانی در مسجد دانشگاه تهران که با تجلیل از شهیدان راه آزادی آغاز شد، ضمن ارائهٌ گزارش کوتاهی از 14سال مبارزه و جانفشانی مجاهدین در راه انقلاب و مردم، از‌جمله دربارهٌٌ تهدیدها و نگرانیهای مجاهدین پیرامون توطئه‌های ارتجاعی و ضد انقلابی سخنان مهمی ایراد کرد.

.... «وقتی ما رفتیم تنها رفتیم، با چشمهای بسته ما را بردند ، بردستها و پاها چیزی جز زنجیر نبود. اما وقتی برگشتیم درآغوش مردممان بودیم و دردستهامان گل بود و برروهامان بوسه آیا می شد این لحظات را وصف کرد؟!

۱۳۹۴ مهر ۳, جمعه

ایران- مقاومت- جشن میلاد سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران

گرامیداشت پنجاهمین سالگرد بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران در اکثر پایتختهای اروپایی از جمله وین- سیدنی-پاریس- لندن- کپنهاک و ....همچنین در آمریکا برگزار شد .

جشن سالگرد سازمان مجاهدین خلق ایران در آلمان
جشن سالگرد سازمان مجاهدین خلق ایران در آلمان
 این سازمان مجاهدین خلق ایران  ، نه صاحب تسلیحات و داراییهای فراوانی بود و نه از ابر قدرتی پشتگرمی می‌گرفت، دارایی آن اعتماد خلقی بود که خیلی زود، لوح سردر این سازمان، ”فدا و صداقت “را دریافت و این نهال نوپا را در دامن پر محبتش پرواند.
آری سازمان مجاهدین خلق توانست از میان این همه، سربلند و سرفراز، رویان‌تر و درخشان تر از همیشه، در برابر دیو ارتجاع و استبداد قد علم کند تا سرانجام رسالت تاریخی خود را با زدودن غبار از چهره دین و گشودن ره انقلابی نوین، به سرانجام برساند و خلقی را که از ظلم و ستم به ستوه آمده‌اند آزاد و رها سازد...... ادامه .....

جشن سالگرد سازمان مجاهدین خلق ایران در آمریکا
جشن سالگرد سازمان مجاهدین خلق ایران در آمریکا















من یکی از بسیار اعضای نسل سوم مجاهدین خلق هستم. این نشان می‌دهد که آرمانی که بر اساس آن این جنبش بنا شده است ماندگار هستند.
مشعل بنیانگذاران به نسل جوان و پرانرژی واگذار شده و این نسل با یک شورای مركزى متشکل از زنان نمایندگی می‌شود. برای این باید از تلاشهای بی‌وقفه مریم رجوی برای ترویج رهبری زنان تشکر کنیم. این باعث ایجاد انگیزه در میان میلیونها زن ایرانی در کشور ما شده است. این در نقش فعال و گسترده آنها نه تنها در قیامهای خرداد 88، بلکه از آن زمان تا کنون در هزاران حرکت اعتراضی در شهرهای مختلف در سراسر ایران هم رویت شده است. پیام آزادی که برای اولین بار نیم قرن پیش توسط سه دانشجوی جوان آغاز شد، اکنون در سراسر جهان گسترش پیدا کرده است، و به‌زودی در آینده نزدیک پایان دیکتاتوری ملایان در ایران را محقق خواهد کرد..... ادامه ...

۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

ایران- مجاهدین - خاطراتی با آینده‌یی تابناک و دل‌انگیز

من عباس مدرسی عضو سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران هستم.

بنیانگذاران سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران
بنیانگذاران سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران

روزهای آخر مرداد و نیمه اول شهریور هر سال برای من یادآور دو حادثه مهم تاریخی و البته کاملاً متضاد است. یکی یادآور کودتای ارتجاعی- استعماری 28مرداد سال 1332 که با گذشت بیش از 60سال از آن نه تنها فراموشم نشده بلکه هر چه زمان می‌گذرد ابعاد آن فاجعه را بیشتر می‌فهمم. اما حادثه دیگر یادآور تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران است که اکنون به‌عنوان یک گنجینه ملی و میهنی و نوید دهنده آینده‌یی روشن و تابناک است.اگر اکنون ملت ایران صاحب یک گنجینه عظیم و قدرتمند است که هیچ‌کس نمی‌تواند راجع به ایران و مردم و آینده آن بیندیشد ولی سازمان مجاهدین خلق ایران را بحساب نیاورد، به این دلیل است که این سازمان نقش تعیین‌کننده داشته است.من قبلاً دنبال خمینی رفته بودم و دیده بودم که دستش خالی است. در سالهای بعد از 1350 که به مجاهدین رسیدم، چند سالی بود که دیگر از خمینی ناامید شده بودم و واقعاً دنبال همان سرچشمه جوشان و خروشانی بودم که از ابتدای جوانی دنبالش بودم. ولی اسمش را نمی‌دانستم و حالا می‌دیدم که خدا چگونه بندگانش را ناامید نمی‌کند. من که دنبال یک کلمه و یک حرف حساب بودم ولی تا آنزمان پیدا نکرده بودم، درست در زمانی‌که مراحلی را طی کرده بودم و بیش از هرزمان آمادگی داشته و نیازمند بودم، خدا پاسخ مرا به تمام و کمال داد، بقول قرآن: ”والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا“ آنانکه در راه ما جهاد کنند، حتماً ما آنها را به راههایمان هدایت می‌کنیم. 

(به دلیل طولانی بودن این خاطرات زیبا لطفا خودتان این لینک را بخوانید)

..... بعدا محمد آقا به بچه‌ها گفته بود ”باید خون ما در این راه ریخته شود، این بخش الزامی و پایان کار ماست“.
روز چهارم خرداد سال 51 محمدحنیف نژاد همراه سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران بهمراه دوتن از کادرهای مرکزی محمود عسکری‌زاده و محمد رسول مشگین فام به‌دستور شاه خائن و نوکر استعمار به جوخه تیرباران سپرده شدند تا مگر تضمینی باشند برای ادامه سلطنت و حکومت ملوکانه، ولی خونهای پاک و مطهر بنیانگذاران و بقیه مجاهدین رکابش و دیگر انقلابیون شهید خیلی زود جزیره ثبات شاهنشاه را لرزاند آن‌چنان که تختش واژگون و مجبور شد که گورش را از ایران گم کند و سال بعد از آن هم به‌درک واصل شد.
اکنون ثمره آن فدای بزرگی که انقلابی‌ترین رجل تاریخ معاصر ایران محمد حنیف‌نژاد و یارانش کردند، امروز در کسوت شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران با بیش از هزار زن مجاهد و در وجود گوهران بی‌بدیل یعنی هزاران مرد پاکباز مجاهد و به گستردگی پنج قاره جهان متبلور است و به‌عنوان پشتوانه و تضمین تاریخی برای آینده‌ای روشن و درخشان عمل می‌کند.

۱۳۹۴ شهریور ۱۶, دوشنبه

ایران- سازمان مجاهدین خلق معجزه آسا موفق به برخاستن از خاکستر خود شده

این صحبت دكتر آلخو ويدال كوادراس دركنفرانس برلین به مناسبت پنجاهمين سالگرد تاسيس سازمان مجاهدين خلق ايران میباشد.

دكتر آلخو ويدال كوادراس دوست بزرگ مقاومت ایران

دكتر آلخو ويدال كوادراس دوست بزرگ مقاومت ایران

سازمان مجاهدين در مرکز يک ائتلاف سياسي، شوراي ملي مقاومت ايران، که براي ايراني دموکراتيک و کثرت گرا مبارزه ميکند ، خواهان اين است که دين و دولت از همديگر جدا و مستقل باشند. چندين هزار نماينده پارلمان در سراسر دنيا حمايت خود را از پلاتفورم سياسي شوراي ملي مقاومت ابراز کرده اند. حضور يک زن مسلمان در رأس اين جنبش، که به يک ايران غير مذهبي و دموکراتيک فرا ميخواند، بسيار مهم است و واقعا يک انقلاب در تفکر و نگرش در جهان اسلام است.
اين يک واقعيت است که سازمان مجاهدين - اگر خيلي نرم بگوييم -  يک دوران بسيار سختي را در اين پنج دهه گذرانده است. بله، 50 سال پر از سختي و فراز و نشيب، از اميد و نااميدي، شکست و پيروزي. قابل توجه است كه چگونه آنها چندين بار تقريباً نابود شده اند اما دوباره به طور معجزه آسايي موفق به برخاستن از خاکستر خود گشته اند.سازمان مجاهدين نه تنها به طرز وحشيانه اي توسط آخوندها سرکوب شده بلکه قرباني سياست مماشات غرب با ايران نيز بوده است. تنها گروهي که رژيم ايران بطور دائم روي آن متمرکز  بوده،  سازمان مجاهدين خلق ايران ميباشد. به همين دليل است که در هر مذاکره با غرب، آخوندها دولت هاي غربي را براي محدود کردن فعاليت هاي آنها ترغيب کرده اند. در سال 1997 سازمان مجاهدين خلق در ليست تروريستي ايالات متحده آمريکا به عنوان يک ژست حسن نيت به خاتمى - که بگونه اي مشابه  روحاني امروز خود را مدره معرفي ميکرد - قرار گرفت. اين ليست گذاري سازمان مجاهدين به زودي توسط انگلستان و اتحاديه اروپا نيز انجام گرفت.
آخوندها حتي تلاش براي قرار دادن نام شوراي ملي مقاومت، ائتلاف سياسي مقاومت، در ليست تروريستي اتحاديه اروپا کردند، اما شکست خوردند.... ادامه مطلب .......

۱۳۹۴ شهریور ۱۲, پنجشنبه

ایران- مجاهدین خلق- چه مبارک سحری وه که چه فرخنده شبی

۵۰سال حیات پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران 

آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی... 

سالگرد تاسیس سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران
سالگرد تاسیس سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران

در عرف و در سنتهای ملتها برای هر مناسبت به‌خصوص تبریک و مبارک باد گفته می‌شود. کلمه مبارک و تبریک را در مصطلح‌ترین صورت و مردمی‌ترین شکل آن باید به آرزوی خیر و برکت معنا کرد. هر چیزی که دارای خیر و منفعت باشد دارای برکت است و از این‌رو شایان تبریک و تهنیت است. حال هر چه این مناسبت و این رخداد، عام‌تر و در بین جامعه فراگیرتر باشد این تبریک بزرگتر و انگیزاننده‌تر است. تبریک به‌ مناسبت اعیاد ملی و یا مذهبی از این دست تبریکات و یا بهتر بگوییم سرفصلهاست. چرا که عید، روز نو شدن و تازه شدنها است. نقطه تحول انسانی و اجتماعی است. نقاطی است که به تکامل اجتماع شتاب بیشتری می‌دهد. بیشترین انگیزشها را دارد.
گفتیم روز نو و روز تازه شدنها. یعنی میلاد و تولدی دیگر. برای هر کدام تبریک و تهنیتی و البته جشنی. اما وقتی صحبت از سالگرد تأسیس یک سازمان رزمنده و پیشتاز می‌کنیم این میلاد، بزرگداشت روح و جوهر رزم و ایستادگی یک خلق و هویت واقعی انسانی است

امسال به جشن پنجاه سالگی تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران نشسته‌ایم. پنجاه سال غرور و افتخار. پنجاه سال سربلندی و سرفرازی. پنجاه سال ایستادگی و مقاومت. پنجاه سال فدا و قربانی بی‌چشمداشت در مقدم موکب آزادی خلق ایران.

کافی است که برگهای زرین تاریخ این پنجاه سال را ورق بزنیم و آثار این خیر و برکت را در این میلاد و تولد جستجو کنیم. از روز نخستین که حنیف کبیر این بذر شجره طیبه را در جامعه ایران کاشت تا به همین امروز که شاهد بالندگی و رشد این شجره در سراسر ایران و جهان هستیم، این سازمان مسیر صعب گردنه‌های سیاسی، بین‌المللی و منطقه‌ای را با قدرت و اقتدار پشت سرگذاشته است. با دو دیکتاتوری چکمه و عمامه چنگ در چنگ بوده است. در این مسیر از فدای حداکثر نهراسیده است. معادلات منطقه و جهان آن را نلرزانده است. زد و بندهای سیاسی و خیانتها هم براو کارگر نبوده، محاصره و شکنجه و اعدام اسیران هم گرد تسلیم و ذلت بر چهره این سازمان ننشانده است.

راز و رمز این استواری و ماندگاری را قبل از هر چیز باید در ایدئولوژی این سازمان یافت. پنجاه سال پیش بنیانگذاران کبیر، سازمانی را بنیان نهادند که برای اولین بار در تاریخ ایران زنگارهای شرک آلود استثماری را از چهره اسلام انقلابی زدود. حنیف کبیر ...ادامه این مطلب زیبا را بخوانید

۱۳۹۴ مرداد ۲۱, چهارشنبه

ایران- مجاهدین وارتش آزادی، لرزه بی‌پایان سرنگونی بر ارکان رژیم زهر خورده آخوندی

۲۷سال پس از عملیات فروغ جاویدان

براستی هر چقدر از آن حماسه و واقعه تاریخی دورتر میشویم عظمت و ابهت آن بیشتر هویدا و عالمگیر میشود . طلوع حماسه ای که تا جاودان در سینه مردم ا یران زمین خواهد ماند و نسلهای آینده در وصف قهرمانیها ورشادتهای مجاهد خلق، قصه ها خواهند گفت و بر آن شهادتهای غرور آفرین ارج نهاده و درود میفرستند. 

حماسه فروغ جاویدان
حماسه فروغ جاویدان

ولی مهمترو تعجب برانگیزتر این است که سران جنایتکار آخوندهای بعد از ۲۷ سال با نقل خاطراتی از آن دوران هر چه بیشتر بر طبل ترس و تهدید سرنگونی شان توسط مجاهدین میکوبند و براستی که دشمن حقیر و زبون زهر خورده در سراشیب سقوط هنوز در هراس فروغ جاویدان دیگری برخود میلرزد . 

حال بشنوید از زبان خود سرکردگان مزدور وهراسان سپاه و نظام آخوندی:

«ما برای بود و نبود نظام می‌جنگیدیم» من پرچم ایران را می‌بینم روی هر تپه‌ای که تسخیر می‌کردند دیدم اینها مجاهدین هستند پرچم ایران اما با سه رنگ، وسط آن آرم شیر و خورشید قصد مجاهدین این بود که محور را بشکنند و از قلاجه بیایند به سمت اسلام‌آباد...  
 علی شوشتری فرمانده قرارگاه نجف در حین عملیات: عملیات مرصاد در دوران دفاع مقدس یکی از عملیاتهای بسیار مهم و با اهمیت و با ویژگیهای خاص خودشه .  

درویشوند: سازماندهی کرده بودند در غالب 5 تا لشگر که لشگر پنجمشون لشگری بود به‌نام سیمرغ، سازماندهی اینها اعم از لجستیک و پشتیبانی و تدارکاتی کاملاً از تهران تا بغداد بود.
عبدالله ویسی رئیس سابق بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس عملیات مرصاد را از برجسته‌تری عملیات در طول تاریخ کشور برشمرد و ابراز داشت: به‌جرأت می‌توان گفت در این عملیات موفق همه سازمانها و سیستم‌های اداری کشور به همراه کسانی که شاید یکبار هم به جبهه نیامده بودند در آن شرایط حضور یافتند«آنها کلیت نظام را هدف قرار داده بودند»
عبدالرضا حاجی علیانی فرمانده تیپ و لشکر عملیاتی سپاه ضد نبی اکرم (ص): هدفشان رسیدن به تهران بود و آنها کلیت نظام را هدف قرار داده بودند.
هدف جمهوری اسلامی ایران نیز در این عملیات دفاع و حراست از کلیت نظام و انقلاب و همچنین خون مطهر شهدا و همه داشته‌ها بود بنابراین این عملیات از هر عملیاتی در طول ۸ سال دفاع مقدس مهمتر شناخته شد.
«نظامی‌های خودی، خسته و وحشت‌زده، همه در حال فرار بودند» نظامی‌های خودی، خسته و وحشت‌زده، همه در حال فرار بودند. کلاه‌ها و لباس‌هاشان به هم ریخته بود. هر کس از گوشه‌یی فرار می‌کرد. به گور سفید که می‌رسیدند، فریاد می‌زدند: «‌فرار کنید… الآن دشمن می‌رسد. دشمن پشت سر ماست، فرار کنید»
 فرمانده سپاه ضد نبی اکرم خمینی:
یکی از پیچیده‌ترین رویاروییهای نظامی ما بعد از انقلاب بود
که اولین ویژگی آن رویارویی با نیروهایی بود که ایرانی بودند......ادامــــــــــه .....

۱۳۹۴ مرداد ۱۶, جمعه

#تلویزیون العربیه: فصلی در جهنم ـ مصاحبه با خانواده رضائیهای شهید

تلویزیون العربیه مدتهاست که برنامه ای به نام (فصلی در جهنم) اختصاص داده است به افشای جنایات آنچه که در زندانهای شاه و شیخ گذشته است . بخصوص در دوران حاکمیت فاشیستی خمینی و #خامنه ای و جنایتهای بی حد و حصری که در حق فرزندان ایران زمین کردند و خونهایی که ریخته و میریزند و هر صبح و شام چوبه های دار این یزیدیان ملعون پر رونق بر پاست . باشد تا با افشای این جنایات مردم ایران به پا خاسته و طومار این رژیم منحوس را در هم بپیچند . 

مجاهدین خلق فاطمه و ابوالقاسم رضایی
مجاهدین خلق فاطمه و ابوالقاسم رضایی

فاطمه رضایی: وقتیکه خانواده ما به‌دلیل همراهی و حمایت از فرزندانش توی صحنه مبارزه وارد شد و خیلی هم با تمام قوا وارد شد، رژیم شاه خیلی از این مسأله عصبانی بود، و بعد از تقریباً سه سال که ما را تحمل کرد و نفهمید که چه کار می‌کنیم بعد که دیگه مبارزات خیلی گسترش پیدا کرد، خانواده‌ها و اوج گرفت، یک شب به خانه ما آمد و همه اعضای خانواده ما را از بچه کوچک و بزرگ و دوستان و فامیلهایی که آنجا بودند همه را به زندان برد، و بعد از آن هر کدام از ما محاکمه شدیم و محکوم شدیم از 15سال تا 6سال و مادرم که کمتر از همه ما گرفت 3سال که زندانی‌اش رو کشید و آزاد شد. 

ابوالقاسم رضایی: خانواده ما، یکی از خانواده‌هایی است که قربانی دو دیکتاتوری شاه و شیخ بوده، چهار تن از اعضای خانواده ما در دوران شاه به‌شهادت رسیدند و چهار تا از آنها نیز در دوران خمینی، برادر بزرگتر من احمد که اولین شهید سازمان مجاهدین خلق ایران است که در بهمن ماه سال 1350 شهید شد و به‌دنبال اون برادر کوچکتر احمد که البته یک‌سال از من بزرگتر بود، مهدی دستگیرشد و طی محاکمه‌ای محکوم به اعدام شد که تقریباً در فاصله کوتاهی اعدامش کردند، بعد برادر دیگرم رضا بود که این سال 50 دستگیر شده بود ولی موفق شد که طرح یک برنامه‌ای، یعنی یک برنامه‌ریزی مشخصی که تقریباً بقیه اعضای سازمان مجاهدین در آن مشارکت داشتند از زندان اوین فرار بکند و خوب نقش زیادی در تجدید سازمان این تشکیلات مجاهدین بعد از فرارش ایفا کرد ولی بعد از مدتی طی درگیری خیابانی شهید شد. همچنین یکی از خواهرانم توی یک درگیری خیابانی اونم به‌شهادت رسید. من خوبه همینجا اشاره کنم که همین مسأله که بهرحال اولین شهید سازمان مجاهدین از خانواده ما بود باعث شد که خانواده ما محل تجمع خانواده شهدا می‌شود بهرحال می‌دونید که در حکومتهای دیکتاتوری از جمله مثلاً خود این #رفسنجانی خیلی سعی می‌کرد که همان زمان شاه به پدر من توجه داشته باشد و بیاید و برود، چون این براشون بیرون اعتبار ایجاد می‌کرد. به‌خاطر همین اعتبار بود آنموقع که #خمینی به #ایران آمد، یکی دوماه، مدت کوتاهی بعد از ورودش به ایران خواهان این شد که با خانواده ما ملاقات کند، ملاقاتی که پدرم بود، مادرم بود یکی ازخواهرانم بود و من بودم که اونجا در واقع می‌خواست به ترتیبی ما به دستگاه این نزدیک بشیم که در اون ملاقات من یادم هست که از ما سؤال می‌کرد که چه کمبودهایی داریم، ما گفتیم مشکل ما کمبود خونه و این مسائل صنفی نیست، بلکه مسأله ما مهمترین مسأله برای ما اینه که حکومت جدید چه برخوردی با مردم می‌کند و همه نگرانی سر اینه افرادی که نقشی در انقلاب نداشتند فرصت طلبانه بیایند و مناصب حکومتی رو بگیرند و دوباره روز همان روزی همان، و این نکته رو مادرم گفت که خمینی خیلی به‌اش برخورد، که بالاخره خودش رأس فرصت طلبان بود به‌طوری‌که برنامه‌ای که چیده بود حتی مثلاً با ما غذا بخوره، اینها را همه به هم زد و ملاقات رو زود تمام کرد.....ادامه .....

۱۳۹۴ مرداد ۷, چهارشنبه

ایران- مسعود رجوی، گنجینه وناب‌ترین پروردهٴ دامان شرف خلق

که عشق آسان نمود اول ولی...
گفتند می‌آیی... کبوترانه‌های شوق را بر بهارخواب شبنم فرش دلهامان، دانه‌هایی از آرزو پاشیدیم. زیباترین افقها را آویز سرک کشیدنهای نگاههایمان کردیم. پچپچه‌هایمان را با امید آب دادیم. تنها واژه هایمان، در یکی شدن دستها، عطر شیرین محبت بود، تنها خداحافظی هایمان، سلام. رفتن نمی‌شناختیم؛ هر چه بود آمدن بود که آمدنیها را می‌آورد....

پرواز بزرگ رهبر مقاومت از تهران به پاریس 

پرواز تاریخساز مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران به پاریس
پرواز تاریخساز مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران به پاریس
روز هفتم مرداد ۱۳۶۰ رهبر مقاومت ایران، آقای مسعود رجوی، طی یک عملیات بزرگ و قهرمانانه با یک پرواز بسیار پرریسک و خطر از قلب پایگاه یکم شکاری تهران به ‌پاریس پرواز کرد. این پرواز چند روز پس از اعلام تأسیس شورای ملی مقاومت در تهران توسط آقای رجوی، صورت گرفت. پروازی به‌منظور معرفی و تثبیت شورای ملی مقاومت به‌مثابه‌ تنها جایگزین دموکراتیک برای رژیم ضدبشری خمینی و تضمین انقلاب نوین ایران.
این پرواز سرمنشأ تحولات و پیشرفتهای بزرگی در پهنه سیاسی و بین‌المللی برای مقاومت ایران و افشای جهانی دشمن ضدبشری شد.
عاشقان آزادی و پشتیبانان مقاومت ایران وقتی خبر چنین پیروزی درخشانی را شنیدند، شاد شدند و در هر کجا که بودند، از‌جمله در زندانها و شکنجه‌گاههای رژیم، آن‌را به‌ یکدیگر تبریک گفتند‌. دلیل این شادی و سرور در سراسر ایران چه بود‌ ؟ جز این‌که قبل‌از هر چیز سرنوشت انقلاب نوین خود را تضمین‌شده می‌یافتند‌.
این پرواز البته کار بسیار پر ریسک و خطری بود که تصمیم‌گرفتن در باره آن بسا دشوار و حتی غیرممکن می‌نمود‌. زیرا خمینی ضدبشر تمامی قوای سرکوبگر خود را بسیج کرده بود تا با تمام توش و توان به‌ مصاف انقلاب بشتابد و با انقلاب و مردم ایران تصفیه‌حساب بکند‌. و البته که این محاسبه چندان هم بی‌اساس نبود و چه بسا که با کوچکترین اهمال، مرتجعان حاکم به‌ قصد پلید خود دست می‌یافتند. از این‌رو تصمیم برای پرواز بزرگی که در هفتم مردادماه سال 60 انجام شد، بسیار خطیر و سرنوشت‌ساز بود‌. 
آن‌شب موسی خیابانی ملتهب و بی‌قرار، در یکی از پایگاههای مرکزی سازمان در تهران، مدام در طول اتاق قدم می‌زد و مرتب تکرار می‌کرد: خدایا جواب مردم را چه بدهیم؟ اگر خدای نکرده اتفاقی بیفتد، جواب مردم را چه بدهیم؟ هیچ‌کس تا آن‌زمان موسی را اینچنین نگران و ملتهب ندیده بود. او که از بسیاری کورانهای نفس‌گیر و حوادث خونبار و خطیر، با صلابتی شگرف عبورکرده و به‌مثابه‌ی لنگر تشکیلاتی مجاهدین به ‌سایرین نیز آرامش و اطمینان قلب می‌بخشید.
موسی خیابانی سردار شهید خلق
موسی خیابانی سردار شهید خلق
کمی آن‌ سوتر شهید اشرف رجوی نیز، ساکت، اما ملتهب و مضطرب، گوش به‌زنگ تلفنی داشت که قرار بود، به‌صدا درآمده و خبری بدهد». راستی که ساعتها و لحظات طاقت‌فرسایی بود. گرانبهاترین سرمایه جنبش و انقلاب، یعنی مسعود، می‌بایستی از دروازه یک خطر بسیار بزرگ عبور می‌کرد. او از قلب پایگاه یکم شکاری در فرودگاه مهرآباد تهران، با یک هواپیمای نظامی بوئینگ 747 به‌پرواز درآمده و قرار بود خروج سلامت او از محدوده هوایی ایران و نیز عبور سلامت تا مقصد نهایی به‌اطلاع پایگاه فرماندهی رسانده شود، اما ساعتهای طولانی می‌گذشت و هنوز هیچ خبری نبود. تااینکه سرانجام پس از یک انتظار نفس‌گیر، زنگ پایگاه به‌صدا درآمد و خبر شعف‌انگیز استقرار رهبر مقاومت مسعود رجوی درپاریس و شروع کنفرانس مطبوعاتی وی را اطلاع داد. درپاریس، چرخهای بزرگترین پراتیک سیاسی مقاومت، یعنی شکل دادن یگانه آلترناتیو دموکراتیک (شورای ملی مقاومت ایران)، برگزاری و اداره اجلاسیه‌های شورا و تصمیم‌گیریهای مهم آن و نیز افشای گسترده رژیم نامشروع خمینی آغازشده بود.
سرهنگ‌معزی می‌گوید: «هرچه زمان بیشتری از این پرواز می‌گذرد، ضرورت آن بیشتر آشکار می‌شود و بهتر فهمیده می‌شود که از این طریق چه ضربه‌یی به‌کمر رژیم خورد. 
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و سرهنگ خلبان بهزاد معزی
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و سرهنگ خلبان بهزاد معزی
 امیدوارم، درآینده‌یی نه‌چندان دور بتوانم امانت بزرگ مردم ایران را که به‌سلامت به‌پاریس رساندم، دوباره به‌ایران و به‌آغوش خلق برگردانم تا امانت، سالم به‌دست صاحبان آن برسد». کامل آنرا اینجــــــا بخوانید.