... آزادی؛ خجسته آزادی؛ آزادی یعنی روح، جوهر و ماهیتِ انسان؛ آن چیزی که شهیدان به خاطرش جان باختند، اسیران به زندان افتادند، تبعیدیان مهاجرت کردند و خلق قهرمان قیام کرد…
مسعود رجوی رهبر مقاومت و امید خلق ایران
لحظاتی هستند که فکر نمی کنم نه تنها من, بلکه هیچ کس توان وصف آنها را داشته باشد، مثلاً لحظۀ دستگیری؛ لحظات رنج و عذاب؛ لحظه یی که با شهیدی وداع می کنید، لبهای تبدارش را می بوسید و طنین قلبش را می شنوید؛ لحظه یی که با فریاد شکنجۀ خواهرتان یا برادرتان از خواب می پرید یا لحظه یی که خبر شهادت خواهر یا برادری را می شنوید یا لحظهیی که خلق قیام می کند و شما را آزاد می کند و به آغوش خلقتان باز می گردید…
وقتی ما رفتیم, تنها رفتیم، با چشمهای بسته ما را بردند، بر دستها و پاهایمان چیزی جز زنجیر نبود، امّا وقتی برگشتیم، در آغوش مردممان بودیم و بر دستهایمان گل بود و بر چهره هایمان بوسه، آیا میشود این لحظات را وصف کرد؟…
به همه بیننده های عزیز وبلاگ چند ترانه زیبای اشرفیان قهرمان درجشن ۳۰ دی در لیبرتی را تقدیم میکنم .
داشتم مطلبی را میخواندم که خیلی بهم چسبید و خوشم آمد حیفم آمد که در وبلاگم نزنم باید عاشق ایران و ایرانی بود تا برایش اینهمه قیمت داد و فدا کرد. باید خلق و مردم را دوست داشت تا بتوانی سختیهای مبارزه را به جان خرید و تا بی نهایت برای آسایش و خوشبختی آن جانفشانی کرد . آری تنها یک نام و یک نشان (#مسعود رجوی) است که این راه را پیموده و همه زندگیش را وقف آن کرده است و اینک هزاران هزار رهرو و رهپویی که بدنبال او روانند تا کاروان آزادی ایران را به مقصد برسانند.
آری ای #ایران ای زیباترین وطن تو را آزاد و آبادت میکنیم .
شاید امروز، در نتیجة خیانت خمینی به انقلاب و امید و اعتماد مردم و به ناموس کلماتی مثل فداکاری، قیمت دادن، جانفشانی برای آزادی، برای برخی باعث بیرنگ شدن این کلمات شده باشد، اما ما و هرآنکس که شور آزادیخواهی دارد، خوشبخت است زیرا قادر شده در مسیر آزادی خلق، شادی پرشکوه ازخودگذشتگی را بچشد.
برای هر کس که دستی بر آتش داشته و دارد روشن است که در تلاطم و توفان و گردباد، شاخصها را گم نکردن، هدف را فراموش نکردن و بر اصول پای فشردن کاریست کارستان.
با هرکس که صحبت می کردم با شور و احساسی ستایش انگیز از آنروز و آن سخنان میگفت و من دیدم که آن صدا با نیرویی سرشار بر جان هرکس که سودای آزادی و رهایی دارد پرتو افشانده است.
آقای مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
دادخواهی، مظلومیت، شجاعت و شور و ایمانی که در آن کلمات موج میزد به من میگفت این؛ کسی است که تو را به هدف میرساند؛ و این نقطة آغاز راهی ۳۵ ساله شد.
مانع روئیدن لاله ها شد، مگر می شود ملتی را تا به ابد اسیرنگه داشت؟ نه ، مگر می شود تا ابد خلقی را درزنجیر نگه داشت؟ نه ، چرا که خواست خداست، اراده خداست، اراده خلق است ، سنت تاریخ است ، قانون اجتماع است و لن تجد لسنة الله تبدیلا ولن تجد لسنة الله تحویلا میعاد خداست، میعاد تخلف ناپذیر و لا یخلف المیعاد
بله سنت خداست، سیره تاریخ است، بشارت همه انبیا پیام آوران ، مصلحین و انقلابیون بزرگ جهان است که ”خلق پیروز میشود آینده تابناک است…
.... «وقتی ما رفتیم تنها رفتیم، با چشمهای بسته ما را بردند ، بردستها و پاها چیزی جز زنجیر نبود. اما وقتی برگشتیم درآغوش مردممان بودیم و دردستهامان گل بود و برروهامان بوسه آیا می شد این لحظات را وصف کرد؟!
سه سال از پیروزی
نهایی بزرگترین کارزار مقاومت #ایران در سطح بینالمللی، برای درهم شکستن
بزرگترین توطئه دیکتاتوری آخوندی علیه مجاهدین و مردم ایران گذشت. در روز
۷مهر۱۳۹۱، وزیرخارجه وقت آمریکا، #هیلاری کلینتون، با گردن نهادن به حکم
بیسابقه دادگاه استیناف #آمریکا نام مجاهدین و شورای ملی مقاومت و ارتش
آزادیبخش ملی ایران را از لیستهای تروریستی آمریکا حذف کرد و به این ترتیب
بزرگترین راهبند ارتجاعی استعماری مقاومت مشروع مردم ایران در برابر #فاشیسم
دینی و تروریستی حاکم، در هم شکست.
این پیروزی #عدالت و قانون است بر بیعدالتی و شیطانسازی.
این پیروزی متعلق به تمام ایرانیان است.
و این یک پیروزی و سرفرازی بزرگ تاریخی برای ایران و ایرانی
و بزرگترین شکست #ولایتفقیه در رویارویی سیاسی و بینالمللی با مقاومت ایران در سه دهه اخیر است.
سخنرانی مریم رجوی در اورسوروازسال 91
۱۵سال پیش، این لیستگذاری در ظاهر یک ممنوعیت مالی و حقوقی بود. اما به سرعت انهدام تمامعیار جنبش مقاومت را پیشروی خود گذاشت.
ابتدا
با بمباران پایگاههای مجاهدین سپس با طرحهای متعدد برای تلاشی نرم
سازمان مجاهدین و دست آخر با درخواست علنی برای انحلال آن.
بر اثر این نامگذاری بسا خونها که از پیکر ملت ایران بر زمین ریخت.
صدیقهها و نداها در آتش توطئه ۱۷ژوئن شعلهور شدند.
این برچسب با هزار رشته پیدا و ناپیدا به اساسیترین منافع حفظ رژیم گره خورده بود.
به منافع عظیم #نفتی و تجاری، به مذاکره با آخوندها بر سر برنامه اتمی، به شانتاژ و تهدید عملیات تروریستی آنها.
و به خواست همیشگی رژیم ولایتفقیه در قضایای عراق پس از جنگ و اشغال.
به همین دلیل دیو سخت جانی بود که شکستن شیشه عمر آن محال مینمود.
بهراستی گره کوری در تاریخ حرکت جامعه ایران بسوی آزادی بود.
طلسمی که سرنوشت مردم را به بند کشیده بود.
و دینامیزم شومی برای کشتن امید به تغییر.
با اینهمه، مقاومت ملت ایران چگونه از این هفت خوان گذشت؟
و چگونه رسالت تاریخی خود را به انجام رساند؟
از این پیشتر مسعود گفته بود که «نیروی وجدان و مقاومت ملت ایران سرانجام پیروز میشود».
بله و این چنین پیروز شد .
#شورای
ملی مقاومت در بیانیه سالانه خود، این پیروزی شگرف تاریخی را در عداد
پیروزی #مصدق بزرگ در به کرسی نشاندن حق مردم ایران برای ملی کردن صنعت نفت
کشور و از افتخارات ملی و تاریخی ملت ایران برای ملی کردن صنعت نفت کشور و
از افتخارات ملی و تاریخی ملت ایران توصیف کرد.......ادامه مطلب.....
فرزندان آگاه و پرشور ایران،دانشآموزان و دانشجویان عزیز،معلمان، استادان، فرهنگیان و دانشگاهیان شریف! به
مناسبت آغاز سال تحصیلی به شما سازندگان آینده درود میفرستم. امیدوارم که
سالی پربار با پیشروی در مسیر آزادی و رهایی مردم و میهنتان در پیش داشته
باشید. باشد كه در اين سال تحصيلي هم مثل سال گذشته، تظاهرات سراسري
#معلمان آزاده بالا و بالاتر بگيرد و همة هموطنان معترض و بهجانآمده به
ويژه دانشآموزان و #دانشجويان و #كارگران و #پرستاران، دست در دست آنان به
پاخيزند.
رژیمی که سالهای سال، همهچیز
را تحتالشعاع ساختن بمب هستهیی و دخالت و تروریسم در منطقه قرار داده و
عمدة ثروت و درآمدی را که باید صرف توسعة حقیقی ایران میشد، در تنور
سیاستهای ولایتفقیه به هدر داده است، اكنون با اعتراض و ايستادگي مردم
ايران و به خصوص اعتراضهاي گستردة معلمان مواجه شده است. هموطنان عزيز، در
شرایطی که پیدرپی دزدیهای چندمیلیاردی آخوندهای حاکم برملا میشود. کلاس
درس کودکان ما در مناطق محروم یا چادر و کپر است یا اتاقهای مخروبه. و
بچهها بهجای صندلی و نیمکت روی حلبی مینشینند. بچههای آبادان در گرمای طاقتفرسا در کانتینرهای آهنی درس میخوانند. در سقز در منطقهیی با هفتاد روستا، حتی یک مدرسه وجود ندارد. و دختربچهها آرزویشان این است که مشق بنویسند. در سیستان و بلوچستان، 100 هزار دانشآموز، معلم ندارند. در #تهران، بسیاری از کلاسها آنقدر فشرده و متراکم است که نفس کشیدن را مشکل کرده است. بسیاری از مدارس آنقدر فرسودهاند که هرروز میتواند بلایی مثل شینآباد پیرانشهر بر سر بچهها بیاورد. در آذربایجان غربی کلاسهای صدها مدرسه در کانکسها برگزار میشود. در خراسان شمالی هزاران دختر و پسر دانشآموز در آستانة ترک تحصیلند. در چهارمحال و بختیاری در برخی مناطق به خاطر نبودن معلمان زن، دختران امکان درس خواندن را ازدستدادهاند. در سالهای اخیر آخوند روحانی بسیاری مدارس روستایی را برچیده است تا در بودجه صرفهجویی کند. دانشجويان عزيز! امروز خواستهای جوشان شما برای آزادی و برخورداری از یک محیط آموزشی دموکراتیک با استبداد قرونوسطایی حاکم در تعارض قرارگرفته است. اختناق حاکم که دانشگاهها را از هر طرف به بند کشیده، بايد درهمشكسته شود. تفتيشها،
سركوبها و آزارها از سوي نهادهای امنیتی بهخصوص حراست، و نمایندگیهای
ولیفقیه و بسیج، حقيرتر از آن است كه ارادة شما براي #آزادي را به زنجير
بكشد. بايد آخوندهاي حاكم را به چالش كشيد كه چرا بخش عمدهیی از بودجه
دانشگاهها، صرف سرکوب و خفقان حاکم بر آن میشود؟ با اين همه، مطمئناً روزگار حاكميت اجبار و جهل و ارتجاع دوام نخواهد آورد و مغلوب آزادي و حقيقت خواهد شد. فرهنگیان و دانشگاهیان #ایران، نشانههای بسیاری، که هرروز بر شمار آن افزوده میشود، فریاد میزند که دوران تازهیی در حال طلوع است. همچنان
که رهبر مقاومت #مسعود رجوی گفته است: «اکنون دیگر از یک نقطه عطف در
سرنوشت این رژیم گذشتهایم. … ما با یک دشمن زهر خورده و کیفا ضعیفتر
روبرو هستیم و این چیزی قابل پوشاندن و واژگونه نمایی نیست و به سرعت در
میدان عمل به اثبات میرسد». خاموشی
و سکوت، پذیرش وضع موجود، تن دادن به اجبار و ارعاب، تسلیم شدن به انتخاب
میان بد و بدتر، همه و همه الگوی تحمیل شده ولایتفقیه است که باید آن را
از بنیاد به هم زد. جوانان و نوجوانان دلیر ایران! شما
ادامه مسيري هستيد كه از آن پيشتازان #مجاهد و مبارز بهپا خاستند. سازمان
مجاهدين خلق ايران كه حالا پنجاه ساله شده از ميان شما جوانان آگاه
برخاسته است. شما الگوهاي درخشاني در تايخ ميهنتان داريد كه توانستهاند در سختترين اوضاع بن بستها را بشكنند. و
همين امروز قهرمانان پايداري ـ از مجاهدان آزادي در #ليبرتي تا زندانيان
سياسي در سراسر ايران و شهيداني همچون شاهرخ زماني ـ را پيش روي خود داريد
كه راه روشن فردا را نشان ميدهند.
شاهرخ زمانی شهید راه آزادی
از این پس تحولات بسیاری به زیان رژیم در راه است. هریک از آنها را به فرصتی برای اعتراض و مبارزه تبدیل کنید. به یاری معلمان بهپاخاسته برخیزید و سایر هموطنان را برانگیزید که به این جنبش بپیوندند......... ادامه....
در مراسم گرامیداشت پنجاهمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، ژان
فرانسوا لوگاره شهردار منطقه یک پاریس و رئیس مشترک کمیته حمایت شهرداران
فرانسه از اشرفیها سخنرانی کرد.
دانیل کری او از حامیان مقاومت ایران در فرانسه :
دانیل کری او از حامیان مقاومت ایران در فرانسه
از
زمانی که من با مقاومت ایران آشنا شدم، 3سال و نیم میگذرد. بهطور اتفاقی
با شما آشنا شدم. من شجاعت و پیگیری شما را در مبارزه برای آزاد کردن
ایران از شر دیکتاتوری مذهبی تحسین میکنم. من کسی نیستم که بهسادگی کسی
را تحسین کنم. ما این جمله را از سال 1840 یاد گرفتهایم که هر چه پیش آید،
شعله مقاومت نباید خاموش شود و هرگز هم خاموش نمیشود.
دکتر عبدالرحیم کزباری از حامیان فرانسوی مقاومت ایران :
دکتر عبدالرحیم کزباری از حامیان فرانسوی مقاومت ایران
«بسیار
خوشحالم که جنبش شما سیاسی و ایدئولوژیک شما، توانست از دههها نبرد عبور
کند... شما همیشه (و برخلاف رژیم آخوندها) عاملی برای اتحاد میان ملتها و
عاملی برای صلح... بودهاید... راهی که مجاهدین و مسعود و مریم رجوی
طی سالیان ترسیم کردهاند روشن است... و ما باید همه با آن متحد شویم تا
دوباره از عدالت و آزادی خلقها دفاع کنیم...
ماهان تاراج نماینده انجمن جوانان فرانسه :
ماهان تاراج نماینده انجمن جوانان فرانسه
با
سلام، من شانس همراهی با مجاهدین خلق ایران را از دوران کودکیم داشتهام.
بودن در کنار مقاومت ایران یادگیری بدون وقفه از این زنان و مردان، شجاعت
آنها، فداکاری آنها، ثبات قدم آنها و برابری و برادری است. پنجاه سال حضور، بهطور خاص، 50سال مبارزه با دیکتاتوری شاه و فاشیسم ارتجاعی ملاهاست .
سناتور ژان پیر میشل:
سناتور ژان پیر میشل
مجاهدین
خلق ایران مقاومتی برای دموکراسی است و آنها خواستار یک حکومت دموکراتیک و
آزاد برای خلقشان هستند. من بعد از 50سال مبارزه احترام خود را نسبت به
این زنان و مردانی که مبارزه کردند، ابراز میکنم و شجاعتشان را تحسین
میکنم.
اسقف ژاک گایو:
اسقف گایو
دوستان برای این جشن طلایی سالگرد زیبای مقاومت ایران من پیامی دارم که برخاسته از قلب است و آن این است: تا به آخر بروید.
این
انسانها نه برای خودشان که برای دیگران هستند برای یک مقاومت هستند و شما
شانس داشتن رئیسجمهور خانم مریم رجوی را دارید که خود را تماماً نثاراین آرمان
کرده حتی به بهای جانش، سلامتیاش و همه چیزش. وقتی با او صحبت میکنی
احساس میکنی که آتشی در درون او شعله میکشد و هیچکس را یارای خاموش
کردنش نیست. و این، جنبش را حفظ و حراست میکند. و این کمک میکند تا کسی
را داشت که همه آنانی را که به او خودسپاری کردند رهبری کند......ادامه را بخوانید....
روزهایی که بقول عارف قزوینی: از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان سرو خمیده شهریور
همچنین در خود و با خود یک سالروز ملی دیگر را نیز به همراه داردو آن
سالروز تأسیس سازمان مجاهدین خلق بهمثابه گنجینه ملی، مبارزاتی و مردمی برای رسیدن به آزادی، برابری و عدالت است. سخن از جنبشی باریشههای عمیق
اجتماعی و تنیده در جایجای میهنمان از بحر خزر تا خلیجفارس و از سرخس تا
اهواز و سیستان و بلوچستان، از آذربایجان و کردستان تا گیلان و مازندران. جنبشی
بزرگ باسیاستهای روشن، مردمی و مورداحترام بینالملل بشر. جنبشی با کوله
باری 50 ساله با خیل شهیدان و اسیران و با کادرهای ذیصلاح رهبری کننده در
هیبت 1000 زن قهرمان مجاهد که برای نسلها از خود بجا گذاشته است. همان
جنبش ریشهدار، با رهبری توانمند و هوشمندانه «مسعود و مریم» که توفانها و
سیلابها و تمامی توطئهها و دسیسههای ارتجاع حاکم- از بمبارانهای
ناجوانمردانه تا کودتای ننگین 17 ژوئن - نهتنها نتوانسته کمر آن را خرد
نماید، بلکه هرروز استوارتر و پایدارتر با خانه و خانواده پرچم مبارزه برای
آزادی و حقوق بشر را بردش میکشد. همان جنبش مردمی که در سرآغاز سی خرداد
رژیم را بی آینده و ابتر کرد، جام زهر جنگ ضد میهنی را به حلقوم خمینی
ریخت، پروژههای جنگافروزانه و بنیادگرایانه رژیم را شجاعانه افشاء کرد و
جهانی را علیه تروریسم و بنیادگرایی و همچنین پروژه ساخت سلاح اتمی و
پنهانکاریهای خلیفه ارتجاع برانگیخت. بهراستی تاریخچه شکلگیری این جنبش مردمی چیست؟
ولی همانطور که آقای مسعود رجوی، فراخوان به اعتراض و قیام، دادند جوانان و زنان و مردان غیور ایران زمین بزودی با قیام خود ریشه آخوندهای جنایتکار و تروریست را از بیخ و بن برخواهند کند و ایران آزاد میشود.
فراخوان مسعود رجوی به اعتراض و قیام هرفرصت هرزمان هرمکان - 26اردیبهشت92
بخوانید اخبار هراس آخوندها را:
ابتكار روزنامه متعلق به باند
رفسنجاني ـ روحاني طي مقاله اي، وضعيت انفجاري جامعه در حاكميت ويرانگر
آخوندي را چنين بازگو مي كند: ساحت داخلی با اتفاقات 88 گرفتار منازعات روز
افزون و تنش های مهلک گردید... فضاي عمومي جامعه بايستي نرمال و امنيتي
زدايي گردد. اکنون انتظار جامعه به سر آمده و تحملش در مقابل تنشهای داخلی
به حداقل رسیده.
ایران آبستن قیام برای سرنگونی آخوندها
كيهان خامنهاي با ابراز وحشت از تكرار صحنه هاي قيام
مردم در سال 88 نوشت: براي جلوگيري از تکرار فتنه 88 بود که خامنهاي در 5
شهريور 93 به حسن روحاني و هيئت دولت گفت: «در موضوع جناحبنديهاي سياسي
همواره تاکيد بر رفاقت و انس با يکديگر است؛ اما در برخي موارد هم مسئله
متفاوت است و بايد حتما خطوط قرمز و خطوط فاصل رعايت شوند، مسئله فتنه و
فتنهگران از مسائل مهم و از خطوط قرمز است. اگر آينده را پيشبيني نکنيم،
حتما ضربه ميخوريم. خصوصا در موضوع مجلس خبرگان که بسيار مهم و اثرگذار
است. چه بسا دشمن به دنبال طرحي براي نفوذ در مجلس خبرگان براي تغيير رهبري
است. نيروي تروريستي قدس نيز با اشاره به نقش مجاهدين در قيام
مردم در سال88 نوشت: در فتنه 88 شعار و روند كار به سمت سوي براندازي نظام
بود.......ادامـــــه
که عشق آسان نمود اول ولی... گفتند میآیی... کبوترانههای شوق را بر
بهارخواب شبنم فرش دلهامان، دانههایی از آرزو پاشیدیم. زیباترین افقها را
آویز سرک کشیدنهای نگاههایمان کردیم. پچپچههایمان را با امید آب دادیم.
تنها واژه هایمان، در یکی شدن دستها، عطر شیرین محبت بود، تنها خداحافظی
هایمان، سلام. رفتن نمیشناختیم؛ هر چه بود آمدن بود که آمدنیها را
میآورد....
پرواز بزرگ رهبر مقاومت از تهران به پاریس
پرواز تاریخساز مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران به پاریس
عاشقان
آزادی و پشتیبانان مقاومت ایران وقتی خبر چنین پیروزی درخشانی را شنیدند،
شاد شدند و در هر کجا که بودند، ازجمله در زندانها و شکنجهگاههای رژیم،
آنرا به یکدیگر تبریک گفتند. دلیل این شادی و سرور در سراسر ایران چه
بود ؟ جز اینکه قبلاز هر چیز سرنوشت انقلاب نوین خود را تضمینشده
مییافتند.
این پرواز البته کار
بسیار پر ریسک و خطری بود که تصمیمگرفتن در باره آن بسا دشوار و حتی
غیرممکن مینمود. زیرا خمینی ضدبشر تمامی قوای سرکوبگر خود را بسیج کرده
بود تا با تمام توش و توان به مصاف انقلاب بشتابد و با انقلاب و مردم
ایران تصفیهحساب بکند. و البته که این محاسبه چندان هم بیاساس نبود و چه
بسا که با کوچکترین اهمال، مرتجعان حاکم به قصد پلید خود دست مییافتند.
از اینرو تصمیم برای پرواز بزرگی که در هفتم مردادماه سال 60 انجام شد،
بسیار خطیر و سرنوشتساز بود.
آنشب موسی خیابانی
ملتهب و بیقرار، در یکی از پایگاههای مرکزی سازمان در تهران، مدام در طول
اتاق قدم میزد و مرتب تکرار میکرد: خدایا جواب مردم را چه بدهیم؟ اگر
خدای نکرده اتفاقی بیفتد، جواب مردم را چه بدهیم؟ هیچکس تا آنزمان موسی
را اینچنین نگران و ملتهب ندیده بود. او که از بسیاری کورانهای نفسگیر و
حوادث خونبار و خطیر، با صلابتی شگرف عبورکرده و بهمثابهی لنگر تشکیلاتی
مجاهدین به سایرین نیز آرامش و اطمینان قلب میبخشید.
موسی خیابانی سردار شهید خلق
کمی آن سوتر شهید اشرف رجوی
نیز، ساکت، اما ملتهب و مضطرب، گوش بهزنگ تلفنی داشت که قرار بود، بهصدا
درآمده و خبری بدهد». راستی که ساعتها و لحظات طاقتفرسایی بود.
گرانبهاترین سرمایه جنبش و انقلاب، یعنی مسعود، میبایستی از دروازه یک خطر
بسیار بزرگ عبور میکرد. او از قلب پایگاه یکم شکاری در فرودگاه مهرآباد
تهران، با یک هواپیمای نظامی بوئینگ 747 بهپرواز درآمده و قرار بود خروج
سلامت او از محدوده هوایی ایران و نیز عبور سلامت تا مقصد نهایی بهاطلاع
پایگاه فرماندهی رسانده شود، اما ساعتهای طولانی میگذشت و هنوز هیچ خبری
نبود. تااینکه سرانجام پس از یک انتظار نفسگیر، زنگ پایگاه بهصدا درآمد و
خبر شعفانگیز استقرار رهبر مقاومت مسعود رجوی درپاریس و شروع کنفرانس
مطبوعاتی وی را اطلاع داد. درپاریس، چرخهای بزرگترین پراتیک سیاسی مقاومت،
یعنی شکل دادن یگانه آلترناتیو دموکراتیک (شورای ملی مقاومت ایران)،
برگزاری و اداره اجلاسیههای شورا و تصمیمگیریهای مهم آن و نیز افشای
گسترده رژیم نامشروع خمینی آغازشده بود.
سرهنگمعزی
میگوید: «هرچه زمان بیشتری از این پرواز میگذرد، ضرورت آن بیشتر آشکار
میشود و بهتر فهمیده میشود که از این طریق چه ضربهیی بهکمر رژیم خورد.
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و سرهنگ خلبان بهزاد معزی
امیدوارم، درآیندهیی نهچندان دور بتوانم امانت بزرگ مردم ایران را که
بهسلامت بهپاریس رساندم، دوباره بهایران و بهآغوش خلق برگردانم تا
امانت، سالم بهدست صاحبان آن برسد». کامل آنرا اینجــــــا بخوانید.
راستی که جهان خبردار نشد که خمینی ملعون و عمله و اکره پس مانده او خامنه ای جلاد و سایر دایناسورهای برآمده از اعماق قرون چه برسر #جوانان و ملت مظلوم #ایران آوردند، چه جنایتها و ظلمهایی که روا داشتند، چه گل هایی پر پر شد، چه
ارزوهایی که فنا شد، چه مادرانی داغ دارشدند، چه خانواده هایی که بی
سرپرست شدند و چه وجدانهایی که جریحه دار شد
....
چه کسی نمی داند که این دژخیمان ضد بشر به معنای واقعی کلمه انسان نیستند، این
جلادان رحم ندارند، این حکومت قرون وسطایی اصلا مثل گوسفند
با انسانها رفتار می کند ...البته که همه می دانند ، انکس که نمی داند
نامردان ، بی عدالتان، مماشات گران هستند که برروی خون مردم ایران با این
اخوند ها بند وبست و معامله میکنند ولی تاریخ مسیر خود را در صعود به قله حق و عدالت طی خواهد کرد و روز حسابرسی برای همه این جنایتها و کشتارها فرا خواهد رسید و آنروز است که #خمینی هیولا در قعر گور تاریکش بلرزد و #خامنه ای و سایر جلادان و هم کاسه های مماشات گرغربی و شرقی شان که چشمشان را بر اینهمه خونریزی بسته اند تاوان آنرا به دادخواهی مردم ایران پس خواهند داد .
خاوران مزار شهیدان مجاهد خلق و مبارزان راه آزادی در سال 67
مسعود رجوی :
بحث اصلا برسر این نیست که خمینی چند نفر را اعدام کرده است . بحث این هست
که چه کسانی راباقی گذلشته است .مگر خمینی جنایتکار حدومرزمی شناسد. باید
به این مسئله پاسخ داد. این
اخوند های رذل و جنایت پیشه ، آنقدر از خون جوانان ایران نوشیده اند که نمی دانند شراب خون می خورند یا آب ...آیا در حکومت آخوند ها قانون و
حساب و کتابی هست؟ هرگز. بدون شک هرکس باور نکند خمینی و حکومت آخوندی را
نشناخته است. سری بزنیم به مرداد 67 که در زندانها بر سر جوانان ایران چه
گذشت، ازروز ی که خمینی وارد ایران شد تا الان ...قتل عام ها به کجا کشیده شده است، نسل کشی به کجا کشیده شده است، حتی از دوران بربریت هم عبور کرده
است .احکام خمینی دجال در سال 1367 برای قتل عام زندانیان سیاسی گویای عمق این جنایت هولناک تاریخ ایران است.....ادامه ....
به راستی که اگر در آن بزنگاه سرنوشت به هر دلیل و توجیه و
بهانهیی عملیات فروغ جاویدان محقق نمیشد، از آن پس، توطئهها و تمهیدات دشمن
بسیاری چیزها را به زیر علامت سؤال و به زیر پرده ابهام فرو میبرد و مقاومت
خونباری که طی سالیان در میان توفانی از تهمت و افترا پرچم صلح را برافراشته بود
بهعنوان «زائده جنگ» معرفی میکرد. بهراستی چه میزان وقت، چقدر خون و چه حدی از
رنج لازم بود تا بار دیگر «امید»یزاده و «مشروعیتی» باور شود؟
تاریخ معاصر ایران، بدون تردید، هرگز آن لحظه شگفت را، که مسعود رجوی در نشست توجیهی
رزمندگان در آستانه عملیات فروغ جاویدان، پیشاپیش «نتیجه را، هر چه که باشد» به
مردم ایران و به تکتک رزمندگان تبریک گفت، از خاطر نخواهد برد. این همان راز، یا
که قانون عبور سرفرازانه از فروغ و همه سرفصلهای دیگر است. یعنی حضور رهبری که در
ورای همه محاسبات سیاسی، به هیچ چیز جز منافع مردم ایران نیاندیشد و حاضر به هر
گونه فداکاری در این راستا باشد.
ستون رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی ایران در عملیات کبیر فروغا جاویدان
اکنون، پس از گذر این سالیان بعد از حماسه کبیر فروغ جاویدان، بررسی موقعیت هر دو
طرف رویارویی در این عملیات بسیار درس آموز و انگیزاننده است. در یک سو رژیم
آخوندی قرار دارد که در دوران سرنگونی با شتابی دم افزون به سمت سرنوشت تاریخی خود
رانده میشود. شقه و شکاف روز به روز در این رژیم عمیقتر شده و ضعف علاجناپذیر
آن به آنجا رسیده که بسیاری از سران و مهرههای آن راه نجات را نوشیدن یک جام زهر
دیگر میدانند و باندهای رقیب هشدار میدهند که نوشیدن یک جام زهر دیگر همان و
روبهرو شدنمان با یک فروغ جاویدان دیگر همان.
در سوی دیگر مجاهدین و مقاومت ایران، با درهم شکستن همه توطئههای برای نابودی این
مقاومت و عبور پیروزمندانه از دوران پایداری پرشکوه برای پیروزی، در اوج سرفرازی و
توانمندی به پیش میتازند....... ادامه حماسه فروغ را از دیدگاه مریم رجوی بخوانید....