‏نمایش پست‌ها با برچسب تکامل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تکامل. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ مهر ۱, چهارشنبه

ایران- مقاومت - عید قربان روز بندگی و بخشودگی بر همه آزادگان مبارک باد

یکی از واجبات مناسک حج قربانی است. این سنت به‌جا مانده از آزمایشی بود، که حضرت ابراهیم (ع) به آن آزموده شد. آزمایشی که بر اساس آن، ابراهیم (ع) به فرمان خدا مأمور شد که فرزند برومندش، اسماعیل را قربانی کند. 

عید قربان مبارک باد
عید قربان مبارک باد

عید قربان بین الملل فدا و قربانی


 











سنت آفرینش این است که «نو» همیشه از میان درگیری، همیشه از میان قربانی و قیمت دادن پیروز بشود. تا شایستگی، صلاحیت و اصالت خودش را در نبرد اضداد، به اثبات برساند. به این ترتیب است که صلاحیت بقاء، احراز می‌کند؛ چرا که با پرداخت قیمت و از دل حل تضاد به دست آمده است....ادامه را بخوانید...

۱۳۹۴ تیر ۲۷, شنبه

#ایران-عید فطربین‌الملل رهایی و بازگشت به ارزشها و فطرت انسانی - مسعود #رجوی ـ عید فطر ۱۳۷۷

هر عید بازگشتی است به اصل و هماهنگی و انطباق با آن. بازگشت آگاهانه و تکاملی به سرچشمه و سرمنزل رهایی و رستگاری. 

مسعود رجوی رهبر مقاومت مردم ایران
مسعود رجوی رهبر مقاومت مردم ایران

پس نه واگشتی در کار است و نه تکرار و کور و دور. هر چه هست، تکاپوی پر رنج و خون و سیر مداوم برای زدودن آثار بیگانگی و غلبه بر موانع وصل و یگانگی است.
فرزند انسان این چنین بر ”فراق“ و ”جدایی‌ها“ و تبعیضات جنسی و قومی و طبقاتی، که ”شرح درد اشتیاق“ و حکایت تاریخ انسان و ”ناله“ ها و ”شکایت“ های نهفته در آنست، غلبه می‌کند. تا سرانجام با خویشتن فردی و اجتماعیش به یگانگی برسد. تا نهایتاً با پالایش از دنیای حیوانی، یعنی پالایش از دنیای غریزه و اجبار، به جانب دنیای آگاهی و اختیار بشتابد تا به ”سرّ“ بی‌همتا و ”خداگونه“ وجود خویش، دست یابد. پرتوی از سوره شمس
در نماز عید، در رکعت دوم، پس از حمد، سوره شمس را خواندیم. در این سوره کوتاه که فقط 54کلمه است، خدا ابتدا به نشانیها و آیاتی مانند خورشید و پرتو تابانش، به ماه از پی در آینده، به روز آنگاه که تابانش گرداند، به شب آنگاه که بپوشاندش، به زمین و آنچه آن را بگستراند و به نفس آدمی و آنچه آن را پرداخته و آراسته و ”فجور و تقوا“ یش را به آن الهام کرده است؛ سوگند می‌خورد. نفسی که هم تقوا پذیر و هم فجورپذیر است…
تا این جا معلوم می‌شود که مظاهر و تحولات بزرگ هستی از پرتو آفتاب و شب و روز تا آنچه باعث بنای آسمان یا موجب گسترش زمین شده است، گوئیا همگی مقدمه ساختن و پرداختن و آراستن انسان و نفس انسانی بوده است. اما این نفس، قدرت تشخیص و ارزشگذاری بین ”فجور و تقوا“ را هم دارد. سره را از ناسره تمیز می‌دهد و آن را در طول تاریخ خود در فحوای کلمات و واژه ها به‌صورت ارزشهای مثبت و مقبول، و یا ارزشهای منفی و نا مقبول، به ثبت می‌دهد:
فرجام قوم خمینی

حالا بیائید در روزگار خودمان به فرجام قوم #خمینی بنگریم. با این تفاوت که از روزگار صالح پیغمبر قرنها گذشته و در عصر کبیر آگاهی و ارتباطات هستیم. در عصر تأثیرگذاری مستقیم افکار عمومی و حضور فعال توده‌های مردم در صحنه تاریخ هستیم. در عصر 120هزار شهید و کهکشانی از جاودانه‌فروغ ها و گوهرهای بی‌بدیل زمان هستیم. پیامبران خدا و آخرین آن ـ پیامبر خاتم ـ هم راه را نشان داده‌اند. دیگر عصر معجزات گذشته و کار تماماً در کارگاه تکامل در دست عنصر پیشتاز و رهبری کننده است و به چشم می‌بینیم که قوم خمینی دچار چه نکبتی شده‌اند.

آن قدر که خودشان می‌نویسند: ”اگر این اوضاع ادامه داشته باشد قطعاً به سقوط نظام منجر می‌شود“ (جمهوری اسلامی) و مثل #رفسنجانی اعتراف می‌کنند که ”ما به جان هم می‌افتیم و دشمن خوشحالی می‌کند برای زیر سؤال بردن نظام“ !

تفاوت در این است حالا همان کاری که با معجزه و عذاب مستقیم الهی انجام می‌شد، با قانونمندیها و حرکت اجتماعی محقق می‌شود. به عبارت دیگر دست خدا از آستین خلق و مقاومت خلق بیرون می‌آید و مجازات اتو دینامیک جباریت و خیانت از هر سو آنها را فرا می‌گیرد؛ در حالی که از حصارها و حیله‌هایی که اندیشیده‌اند، دیگر کاری ساخته نیست. هم‌چنان که قصرهای سنگی ثمود و مهارت آنها در حجاری هم نتوانست از تحقق عذاب الهی جلو گیرد.
به قول قرآن: «وظنّوا أنّهم مّانعتهم حصونهم مّن اللّه فأتاهم اللّه من حیث لم یحتسبوا وقذف فی قلوبهم الرّعب یخربون بیوتهم بأیدیهم وأیدی المؤمنین فاعتبروا یا أولی الأبصار» (سوره حشر آیه 2).

یعنی «گمان می‌کردند که قلعه ها و باروهاشان می‌تواند آنها را از (کیفر) خدا درامان نگهدارد. پس بیامدشان (عذاب) خدا از جایی که گمان نمی‌کردند و در دلهایشان هراس افکند. (آن چنان که) با دستهای خود وبا دستهای مؤمنان خانه و ساخته‌هایشان را ویران می‌کردند. پس عبرت بگیرید ای صاحبان خرد و بینش».
مرحله پایانی و مکافات تاریخی قوم خمینی هم ـ اگر ظواهر و مکانیسم‌ها را را کنار بزنیم ـ در مضمون و محتوا تداعی کننده همان عذاب الهی است. هم‌چنان که مریم گفت، دیگر این ما نیستیم که از فرجام کار آنها صحبت می‌کنیم. خودشان از عذاب و آفتی که آنها را فراگرفته دچار وحشت شده‌اند........

۱۳۹۴ تیر ۱۶, سه‌شنبه

ایران- مسعود رجوی- بزرگداشت شب قدر سرفصل ورود به دنیای نو

حکایت قدر انسان، شوریده بر هیولای زمان و شبهای پر ارج قدر، مسعود رجوی رمضان ۱۳۷۹

مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران

إنّا أنزلناه فی لیلة القدر {1} و ما أدراک ما لیلة القدر {2} لیلة القدر خیر مّن ألف شهرٍ {3} تنزّل الملائکة والرّوح فیها بإذن ربّهم مّن کلّ أمرٍ {4} سلام هی حتّی مطلع الفجر {5} 
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم، و چه می‌دانی که شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر و بر گزیده‌تر است. فرشتگان و روح در آن شب به‌اجازه پروردگار تکامل بخش خود، با کل امر، فرود آیند، و در هر امری تا سپیده‌دمان سلام است.

سوره قدرشاخص و اوج دینامیسم و پویایی اسلام انقلابی و اسلام ضد‌تحجر است. «قدر» ضد قشریت و دگماتیسم است زیرا از اندازه‌ها، تغییرات، اندازه‌گذاریها و جهشها و سرفصلها و نقاط‌ عطفی صحبت می‌کند که در آنها، یک شب و شاید هم یک‌ لحظه، بسا ارزشمندتر و فراتر از ماهها و سالیان است.
قرآن می‌گوید بهتر از هزار ماه ـ‌ بیش از هشتاد سال ـ یعنی تقریباً برابر تمام عمر انسانی، ارزشمند است. زیرا در «شب‌قدر» و «لحظه قدر»، چیزی تعیین‌تکلیف می‌شود. اندازه‌گذاری می‌شود، مسیر، چارچوب و سمت‌ و سوی حرکتش معین می‌شود. تضادی حل می‌شود.‌ دوران جدیدی از تحول آغاز می‌شود و «سلام است آن تا مطلع فجر». یعنی این تغییر و این جهش، یک گام کیفی و تکاملی است با سمت‌ و سوی رهایی‌بخش و منطبق بر مسیر یگانه هستی. سیر مداوم از دوگانگی و تضاد به‌جانب یگانگی و توحید که ارمغان آن برای فرد و اجتماع رهایی و یگانگی و ارتقا به فازهای بالاتر تکامل است. شاید حکمتی است که شب‌ قدریا شبهای قدر مصادف با شهادت امیرمؤمنان علی (ع) است. زیرا او خود «راز گشوده» و «قدر‌انسان» است.‌ پیام پیروزی مجسم انسان بر‌ دیو کور سرنوشت، بر‌ اجبارات بنده‌ساز و بر‌ همه موانع و سدهای دوران است. 
در داستان خلقت انسان، ملائکه از خدا می‌پرسیدند این انسان کیست و چیست که آفریده‌ای؟ می‌گفتند که خون می‌ریزد و تباهی می‌کند. آخر نیمه خالی لیوان را می‌دیدند.‌ اما جواب را قطعاً در علی گرفتند؛ که پیام رهایی و پیروزی، قدر مجسم انسانیت و اسلام انقلابی را رقم زد. پیامی که می‌گوید در سخت‌ترین و تیره‌ترین شرایط، باز هم فرزند انسان و بنی‌نوع انسان «می‌تواند و باید» بر اجبارها، بر‌ سرکوب و ستم و بر همه ظلمات اسیر کننده و فرو کشنده، پیروز شود. پس علی که همه مجاهدین ـ‌ به‌خصوص در لحظه رستگاری و شهادت و کرامت و زیادت ـ سر بر‌ آستانش می‌سایند؛ پیام رهایی و پیروزی است. هر چند همه قوای اهریمنی در برابر بنی‌نوع انسان صف بکشند.
علی، خبر بزرگ
مجاهدینی که در این سالها رو‌در‌روی دجال زمان و ابن‌ملجم مجسم دوران‌ـ خمینی‌ـ مقاومت کردند و به‌ رزم برخاستند و لباس شرف و تقوا را، که لباس ارتش رهایی است، به‌تن کردند؛ فضا، زمان و شرایط روزگار علی را بهتر می‌توانند درک کنند. همچنین پرتوی از «می‌توان و باید» را در‌می‌یابند که «قدر» ش و سقف بالابلندش هم، مولا علی است… شگفتا که دشمن ما در منتهای دجالگری و شعبده و شیادی، امسال (1379) را سال علی و سال امیر‌المؤمنین اعلام کرده است. شگفتا که نوادگان مسلکی و سیاسی ابن‌ملجم و ابن‌زیاد، برای نان‌خوردن، برای سرپوش‌گذاشتن بر غصب حق حاکمیت مردم ایران، سال را هم به‌نام او نامگذاری می‌کنند. این است دجالانه‌ترین و رذیلانه‌ترین نوع سوءاستفاده از علی، بر‌ ضد علی!
به‌راستی که هیچ‌گاه، هیچ‌کس، به‌اندازه خمینی و سفلگان باقی‌مانده از خمینی، ارزشها را علیه خود آن ارزشها به‌کار نگرفته است.
«اللهم صلی علی علی امیرالمؤمنین و وصی رسول رب‌العالمین، عبدک و ولیک و‌اخی رسولک و حجتک علی خلقک و آیتک‌الکبری و نبأالعظیم و صراطک المستقیم»
بار خدایا، بر‌ او درود فرست، بر‌ او که جانشین و وصی آخرین پیامبر توست. بنده تو، راهبر و راهگشا به‌سوی تو و برادر پیامبرت و حجت تو بر‌ خلق. زیرا «قدر انسان» است. شاخص و حجتی است که همه تردیدها در برخورد با او در‌هم می‌شکنند و فرو می‌ریزند… ادامـــــــــــــــه ....