 |
| مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران |
إنّا أنزلناه فی لیلة القدر {1} و ما أدراک ما لیلة القدر {2} لیلة القدر
خیر مّن ألف شهرٍ {3} تنزّل الملائکة والرّوح فیها بإذن ربّهم مّن کلّ أمرٍ
{4} سلام هی حتّی مطلع الفجر {5}
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم، و چه میدانی که شب قدر چیست؟ شب قدر
از هزار ماه بهتر و بر گزیدهتر است. فرشتگان و روح در آن شب بهاجازه
پروردگار تکامل بخش خود، با کل امر، فرود آیند، و در هر امری تا سپیدهدمان
سلام است.
سوره قدرشاخص و اوج دینامیسم و پویایی
اسلام انقلابی و اسلام ضدتحجر است. «قدر» ضد قشریت و دگماتیسم است زیرا از
اندازهها، تغییرات، اندازهگذاریها و جهشها و سرفصلها و نقاط عطفی صحبت
میکند که در آنها، یک شب و شاید هم یک لحظه، بسا ارزشمندتر و فراتر از
ماهها و سالیان است.
قرآن میگوید بهتر از هزار ماه ـ بیش از هشتاد
سال ـ یعنی تقریباً برابر تمام عمر انسانی، ارزشمند است. زیرا در «شبقدر» و
«لحظه قدر»، چیزی تعیینتکلیف میشود. اندازهگذاری میشود، مسیر، چارچوب و
سمت و سوی حرکتش معین میشود. تضادی حل میشود. دوران جدیدی از تحول
آغاز میشود و «سلام است آن تا مطلع فجر». یعنی این تغییر و این جهش، یک
گام کیفی و تکاملی است با سمت و سوی رهاییبخش و منطبق بر مسیر یگانه
هستی. سیر مداوم از دوگانگی و تضاد بهجانب یگانگی و توحید که ارمغان آن
برای فرد و اجتماع رهایی و یگانگی و ارتقا به فازهای بالاتر تکامل است.
شاید حکمتی است که شب قدریا شبهای قدر مصادف با شهادت امیرمؤمنان علی (ع)
است. زیرا او خود «راز گشوده» و «قدرانسان» است. پیام پیروزی مجسم انسان
بر دیو کور سرنوشت، بر اجبارات بندهساز و بر همه موانع و سدهای دوران
است.
در داستان خلقت انسان، ملائکه از خدا میپرسیدند این انسان کیست و چیست که
آفریدهای؟ میگفتند که خون میریزد و تباهی میکند. آخر نیمه خالی لیوان
را میدیدند. اما جواب را قطعاً در علی گرفتند؛ که پیام رهایی و پیروزی،
قدر مجسم انسانیت و اسلام انقلابی را رقم زد. پیامی که میگوید در سختترین
و تیرهترین شرایط، باز هم فرزند انسان و بنینوع انسان «میتواند و باید»
بر اجبارها، بر سرکوب و ستم و بر همه ظلمات اسیر کننده و فرو کشنده،
پیروز شود. پس علی که همه مجاهدین ـ بهخصوص در لحظه رستگاری و شهادت و
کرامت و زیادت ـ سر بر آستانش میسایند؛ پیام رهایی و پیروزی است. هر چند
همه قوای اهریمنی در برابر بنینوع انسان صف بکشند.
علی، خبر بزرگ
مجاهدینی که در این سالها رودرروی دجال زمان و ابنملجم مجسم دورانـ
خمینیـ مقاومت کردند و به رزم برخاستند و لباس شرف و تقوا را، که لباس
ارتش رهایی است، بهتن کردند؛ فضا، زمان و شرایط روزگار علی را بهتر
میتوانند درک کنند. همچنین پرتوی از «میتوان و باید» را درمییابند که
«قدر» ش و سقف بالابلندش هم، مولا علی است… شگفتا که دشمن ما در منتهای
دجالگری و شعبده و شیادی، امسال (1379) را سال علی و سال امیرالمؤمنین
اعلام کرده است. شگفتا که نوادگان مسلکی و سیاسی ابنملجم و ابنزیاد، برای
نانخوردن، برای سرپوشگذاشتن بر غصب حق حاکمیت مردم ایران، سال را هم
بهنام او نامگذاری میکنند. این است دجالانهترین و رذیلانهترین نوع
سوءاستفاده از علی، بر ضد علی!
بهراستی که هیچگاه، هیچکس، بهاندازه خمینی و سفلگان باقیمانده از خمینی، ارزشها را علیه خود آن ارزشها بهکار نگرفته است.
«اللهم صلی علی علی امیرالمؤمنین و وصی رسول ربالعالمین، عبدک و ولیک
واخی رسولک و حجتک علی خلقک و آیتکالکبری و نبأالعظیم و صراطک المستقیم»
بار خدایا، بر او درود فرست، بر او که جانشین و وصی آخرین پیامبر توست.
بنده تو، راهبر و راهگشا بهسوی تو و برادر پیامبرت و حجت تو بر خلق.
زیرا «قدر انسان» است. شاخص و حجتی است که همه تردیدها در برخورد با او
درهم میشکنند و فرو میریزند… ادامـــــــــــــــه ....